سایت ذهن ثروتمند" سایتی در جهت ارتقا شخصی شما. همه ما" لایق داشتن یک زندگی ایده آل و  رویائی هستیم.

شبکه های اجتماعی

عادات فکری میلیونر ها

  • 19 آذر 1395
  • 704
  • 0

عادات فکری میلیونرها
نویسنده : دکتر استفانی فرانک
رئیس وموسس دانشگاه:
Success iq university
ویکی از نویسندگان کتابهای پرفروش در زمینه موفقیت شخصی
مترجم : اکبر بنا ئیان
آذر 1395
Million dollar thinking habits
By : stephanie frank
راههای ارتباط با مترجم :
ایمیل :
Akbn73@gmail.com
سایت ما :
www.zehneservatmand.com

گروه ما در تلگرام(گنج کتاب):

t.me/fekrefaravani
یک متفکر که طرز فکری شبیه میلیونرها دارد چگونه فکر میکند ؟
یک متفکر میلیون دلاری " همواره و در شرایط گوناگون " به نحوه کسب پول
فکر میکند و تصمیم گیری او در شرایط مختلف " نسبت به افراد عادی جامعه
متفاوت بوده و در واقع او در این زمینه از هر دو نیمه هوشیار ذهن خود کمک
میگیرد .
فرض کنید که شما مبلغ 10 میلیون تومان بدهی دارید . افراد با تفکر میانگین در
جامعه" در این شرایط فقط روی موضوع پرداخت بدهی متمرکز میشوند واینکه
چگونه آنرا پرداخت کرده و از شر آن خلاص شوند . آنها به احتمال زیاد در این
شرایط " کار دومی را برای خود میابند و صرفا هدفشان پرداخت بدهی بوده و
نوع کار و همینطور علاقه شخصیشان به کار مربوطه را مد نظر قرار نمیدهند .
ولی یک شخص با تفکر میلیون دلاری " اگردر این شرایط قرار گیرد " به این
قضیه با دیدی 180 درجه متفاوت نسبت به فرد بدهکار بالا نگاه میکند . او
بلافاصله تمرکز میکند روی انجام کاری که برای او 20 میلیون تومان درآمد داشته
باشد . تمرکز روی انجام یک کار با طرحی عالی برای کسب درآمد بیشتر " بسیار
جالب توجه تر از اینست که شما فقط روی پرداخت 10 میلیون تومان بدهی خود
متمرکز شوید .
در حال حاضر این به شما بستگی دارد که چگونه بخواهید از ذهن نیمه هوشیار
خود استفاده کنید و اینکه چگونه ما بوسیله باورهایمان" بتوانیم بزرگترین
رویاهای زندگیمان را تحقق ببخشیم.این موضوع ) استفاده ازذهن نیمه هوشیار (
موضوع تحقیق جالبی است که نشانمیدهد افراد موفق " به بهترین شکل ممکن "
از تلاش خود و زمان موجود بهره برداری مینمایند .
اجازه بدهید که ابتدا نگاهی به باورهای شما بیندازیم . شما بهتر از من میدانید
که خیلی از افراد در باره آمال وآرزوهای خود در زندگی صحبت میکنند ولی
بطورواقعی هرگز به آنها نمیرسند.آیا شما نیزوضعیتی شبیه به این افراد دارید ؟
افکاری مثل اینها :
من به اندازه کافی خوب نیستم .
من میتوانستم کارم را بهتر از این انجام دهم .
پول مثل برگ نیست که روی شاخه درختان رشد کند .
پول به اندازه کافی وجود ندارد.
بدست آوردن پول خیلی خیلی سخت است .
یا حتی جمله ای شبیه جمله زیر :
اگر من سهم بیشتری برای خودم بردارم " ممکن است فرد دیگری به رنج وعذاب
بیفتد .
اینها وافکار مشابه آن " عقایدی هستند که متاسفانه به ذهن نیمه هوشیار بسیاری
از افراد عادی میرسد " بدون اینکه بدانند با اینگونه افکار " چه آسیبی به خود
وارد میکنند .البته هیچکدام از این افکار که بنوعی طعم شکست و نا امیدی میدهد
" درست نیست . ولی ذهن نیمه هوشیار ما " آنچه را که باور داشته باشیم میپذیرد
و فرق بین خوب وبد را تشخیص نمیدهد .
توضیح مترجم :
مردم آنگونه زندگی میکنند که به آن فکر میکنند . " آبراهام لینکلن "
مهم است که ما در مورد ذهن خویش و چگونگی برخورد آن با باورهایمان "
چیزهائی بدانیم . بویژه اینکه چگونه این ذهن نیمه هوشیار " میتواند متناسب با
شرایط فکری و باورهای ما " موقعیتها ئی را برایمان ایجاد کند حتی موقعیتهای
بد را .
ذهن نیمه هوشیار" زیر مجموعه ای از کل سیستم مغز ما را تشکیل میدهد .مغز
انسان 3 نوع پروسه را کنترل میکند:
مرحله اول پروسه هائی هستند که هیچگونه هوشیاری در آنها وجود ندارد )ذهن
بدون هوش ( مثل نفس کشیدن " که بصورت کاملا اتوماتیک و درهر حالت که
باشید )خواب وبیداری( انجام میشود .
مرحله دوم پروسه هائی هستند که مربوط به ذهن کاملا هوشیار ما میباشد . این
بخشی از مغز است که همین کلمات را که در حال خواندنش هستید " بعنوان
اطلاعات ورودی پردازش کرده و در مورد آنها تصمیم گیری)تفکر( میکند . فعالیت
این بخش ازمغز بسیار زیاد بوده و همواره پر است ازاطلاعات تصادفی که به آن
وارد میشود . از صدای یک آهنگ گرفته تا متن یک پاراگراف . این قسمت از
مغز " همواره مانند فرشته ای کوچک بر شانه شما قرار گرفته و به شما در مورد
کارهای بزرگ و یا کارهائی که ممکن است انجام دادن آن "به شما " آسیبی بدنی
یا ضرری مالی برساند تذکرات لازم را میدهد . ) توضیح اضافی : فرشته مهربان
را در کارتون پینوکیو بیاد بیاورید(
آخرین قسمت مغز" معروف به ذهن نیمه هوشیار است . این قسمت از مغز ما
بسیار مهربان میباشد و در واقع مانند یک کارخانه است که کار آن پردازش
افکاریست که بعنوان مواد اولیه " از قسمت ذهن هوشیار دریافت میکند . این
افکار " خواه مثبت و یا منفی " ذهن نیمه هوشیار شما این توانائی را ندارد که
بین آنها تفاوت قائل شود و یا اینکه بداند شما با کدامیک از این افکار میخندید و
با کدامیک میگریید. در واقع ذهن نیمه هوشیار مانند دسته ای از کارگران هستند
که همواره در تلاشند که افکار شما را که از ذهن هوشیار خود دریافت کرده اید
" بصورت کامل و دقیق به انجام برساند) خواه منفی و یا مثبت( . یعنی اگر شما
فکر میکنید که انجام کاری سخت است " ذهن نیمه هوشیارتان نیز به همین نتیجه
میرسد .برای همین است که ما باید همواره افکار مثبت تحویل آن بدهیم تا با نتایج
مثبت و منطقی روبرو شویم. ذهن نیمه هوشیار" فقط تصویر نهائی آنچیزی را
که شما به آن فکر کرده اید میبیند و سعی میکند آن تصویر را برای شما ایجاد
کرده وشرایط دستیابی به آن را فراهم کند . این قسمت از ذهن میتواند در زندگی
واقعی شما بر اساس تصاویر " کلمات و سخنانی که بر زبان میآورید و به آنها
فکر میکنید " کارهای زیادی را برایتان انجام دهد .
توضیح مترجم :
اگرشما فکر میکنید که کاری را نمیتوانید انجام دهید و یا فکر میکنید که از عهده
انجام کاری بصورت کامل بر می آئید درهردوصورت شما درست فکر کرده اید .
هنری فورد
بعنوان مثال فرض کنید که چگونه به یک سگ آموزش میدهند .معمولا مربیان
آنها " زمانیکه سگ مدنظر ما " کاری را که ازش خواسته شده است به درستی
انجام دهد " موردتشویق قرار میگیرد . با استفاده از ذهن نیمه هوشیار قادر
هستیم تصویر آنچیزی را که مطلوب ما میباشد بسازیم که در مثال مذکور " دقیقا
این اتفاق برای سگ میافتد . اغلب مردم متاسفانه در مورد چیزهائی که ندارند "
فکر میکنند .مثلا اگر باز به مثال قبلی خود مراجعه کنیم در مورد آن سگ " اگر
شما بجای اینکه روی آموزش صحیح آن تمرکز نمائید فقط وفقط روی موضوع
فرارش از مکان موردنظر" تمرکز نمائید خواهید دید که بطور واضح تصویرآن
صحنه فرار " در ذهن نیمه هوشیارتان به نمایش در میاید ودر نهایت این قسمت
از مغز شما بحدی قضیه فرار سگ را جدی میگیرد که روزی خواهید دید که فرار
سگ شما در واقعیت به وقوع پیوسته است .
این یک ایده است که شما باید افکار منفی را از ذهن نیمه هوشیار خود دور بریزید
. ابتدا فکر کنید چه باورهائی باعث عقب ماندگی شما در زندگی شده است. آیا
حس میکنید که نمیتوانید موفق باشید ؟ آیا به اندازه کافی باهوش و زیرک نیستید؟
یا اینکه فکر میکنید درزندگی شانس و اقبال به شما رو نمیکند ؟
اصولا چه چیزی باعث این افکار وباورهای منفی شده وشما را عقب نگه میدارد؟
باید برای شروعی دوباره به اینها جواب دهی. بگو که تو در خانواده ای رشد
کردی که به سختی میتوانستند پول در آورند. به یاد بیاور روزهائی را که پدرو
مادرت بتو میگفتند که ما نتوانستیم پول زیادی بدست آوریم و برای پول در آوردن
باید شانس داشته باشی. اگر تو به این حرفها گوش میدادی و این افکار و باورهای
منفی را در ذهن خود نهادینه میکردی " مطمئن باش که هر چقدر هم که سخت
کار میکردی نمیتوانستی پیشرفتی داشته باشی و همواره در جا میزدی زیرا باور
موفقیت و پیروزی را درذهن نیمه هوشیار خود قرار نداده بودی.
پس باید به تو دوست عزیز بگویم که اگر در چنین خانواده ای هستی وآنها همواره
پیام و افکار منفی بتو القا میکنند" باید یک روزبرای دستیابی به موفقیت بزرگ
خودت "از آنها جدا شوی )جدائی فکر و نگرش ( و راه خودت را در پیش بگیری.
چشمهایت را ببند و چند نفس عمیق بکش . راحت بود نه؟
تصور کن در یک مکان بسیار زیبا و دل انگیز قرار داری " جائی که در آن
کاملااحساس آرامش و راحتی مینمائی. شاید در یک ساحل. امواج بطور مرتب و
هماهنگ" با ماسه های سفید برخورد میکنند . آسمان آبی و زیباست و صدای
امواج به تو تسلی خاطر میدهد . روی ماسه ها بنشین و کاملا راحت باش . حالا
پیش خودت " پدر و مادرت را تجسم کن و با آنها همنشینی کن . زمانی را تصور
کن که تو تمامی این کارها را انجام داده ای و در ذهن خود به آنها بگو : من از
موقعیتی که برای کسب موفقیتم پیش آمد " استفاده کردم و به رویاهای خود جامه
عمل پوشیدم . من در برهه ای از زندگی برای بدست آوردن موفقیتم " از شماجدا
گشتم . من راهی را برگزیدم که یک زندگی سرشار از موفقیت مالی و حرفه ای
داشته باشم . من عاشق شما هستم و در هر حال به شما عزیزان " نهایت محبت
را میکنم و از شما میخواهم که در این مسیر " که منجر به پیشرفت من میشود
از من حمایت کرده و برایم آرزوی موفقیت کنید . آنگاه در ذهنت تجسم کن که
آنها در حال خندیدن هستند و حرفهای دلنشین و گرمی با هم میزنید . ممکن است
اینجور با تو سخن بگویند " که عزیزم درست است که تو در زندگی روش ما را
پیش نگرفتی و از ما پیروی نکردی ولی بدان که ما تو را همواره دوست میداریم
و در هر حال " از تصمیماتی که در زندگی رو به بهبودت میگیری " نهایت حمایت
را میکنیم . حالا بطور ناگهانی حس نمیکنی که یک آزادی بیشتری در کارهایت
داری ؟ آیا اضطرابها و نگرانیهای ذهنیت کمتر نشد ؟ چشمانت را به آهستگی باز
کن . حالا در یافته ای که در هرکجا و در هر زمان " احساس نگرانی به شما
دست یافت" میتوانی از این ابزار و تکنیک ذهنی استفاده کنی .
اعتقادات وباورهای ذهنی منفی مثل این جمله" من به اندازه کافی خوب نیستم "
میتواند خیلی راحت در ذهن نیمه هوشیار ما جای گیرد . اما باید از خودمان
بپرسیم که این جمله از کجا آمده است ؟ چه کسی آنرا به من گفته و یا در چه
زمانی گفته؟ اگر پدرومادرویا یکی ازاقوام نزدیک این حرف را بشما نگفته پس
ممکن است فردی مهم در کودکیتان " آنرا بشما گفته باشد مثلا ممکن است معلم
ابتدائی شما در مقطعی به تو گفته : تو باهوشی ولی به اندازه کافی تلاش نمیکنی
و یا اینکه میتوانی تکالیفت را بهتر از این انجام دهی . این بهتر انجام دادن کارها
" به مرور زمان در ذهن نیمه هوشیار شما نقش میبندد و بزودی جمله " من
میتوانم بهتر از اینی که هستم باشم " در ذهن شما حکاکی میشود . وقتی شما
تشخیص میدهید که افکار مثبت میتوانند بصورت قسمتی از باورهای یک شخص
تبدیل شوند " سپس میتوانید خود را از بند افکار منفی رها سازید . با کمک این
ابزار میتوانید هر از چندگاهی با خودتان جلسات تمرکز فکر داشته باشید ودر این
مواقع " افکار منفی را از ذهن نیمه هوشیار خود خارج وافکار مثبت را بتدریج
" جایگزین نمائید . و با تکرار روزانه این افکار " بمرور آنها را به قسمتی از
باورهای ذهنی خود تبدیل کنید . مثلا جمله " من میتوانستم بهتر از اینی که هستم
باشم " حذف و بجای آن از جمله مثبت " من هر کاری را حتی اگر برای اولین
بارم باشد " بشکل خوب و عالی انجام میدهم " را جایگزین کنید .و مسلم است
که ذهن شما با این دو جمله متفاوت " دو برخورد مختلف خواهد داشت .
به امید روزی که تودوست عزیزم با مثبت اندیشی و باور داشتن خودت " که تو
میتوانی با فکرهای مثبت و عالی به تمام رویاهای بی نظیر زندگیت برسی" تو را
به خدای بزرگ ومهربان میسپارم .
موفق و پیروز باشید
آذر 1395

عادات  فکری   میلیونر ها

به اشتراک بگذارید

امتیاز شما به این مطلب

تعداد امتیازها: 0

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

مطالب مرتبط